عقل را تعطیل نکنیم!

علی مطهری در چند روز اخیر چندین مصاحبه انجام داده است. در یکی از آخرین اینها، مطالب جالبی گفته است. که ما متن آن را در ادامه می‌آوریم. اما دو نکته را به عنوان نکات نقیض در سخنان علی مطهری بیان می‌کنیم.

اول اینکه مطهری افرادی را که با عنوان جبهه پایداری یاد می‌کند و محکومشان می‌کند؛ به عنوان کسانی بیان می‌کند که عقل را تعطیل کرده‌اند و به ولایت فقیه به گونه‌ای افراطی معتقدند. بعد خود مطهری چند سطر پایین‌تر می‌گوید همین‌ها نظرات رهبری را در میادین مختلف مانند کوی دانشگاه و کهریزک و ... مورد توجه قرار نداده‌اند. خوب؛ این چطور فرمانبری کامل و همراه با تعطیل عقل از ولی فقیه است؟... در حالیکه درست این است که بگویید آنها کاری با رهبر و ولی فقیه ندارند و دنباله‌روی گروه و دسته خودشان هستند. و فقط هر جا بخواهند رقیب را خلع سلاح کنند, با سروصدا آنقدر از ولی فقیه حرف می‌زنند که همه را ساکت می‌کنند. و جالب اینکه یکی از کسانی که این طور مواقع ترجیح می‌دهد ساکت شود؛ خود ولی فقیه است!

دوم اینکه مطهری یک جا می‌گوید اینها در برابر جریان انحرافی ایستاده‌اند. و یک جا می‌گوید آنها به دولت وصلند و از امکانات و بودجه دولت استفاده می‌کنند. بالاخره اینها اصولگرا هستند یا انحرافی؟ واضح است که امکانات دولتی همه در خدمت جریان انحرافی است و توسط گروه مشایی مدیریت می‌شود.

به علی مطهری پیشنهاد می‌کنیم از توجیه و نوکری دست بردارد. و سعی کند حقایق را آنطور که هست ببیند. و خودش هم عقل را تعطیل نکند. و بفهمد مشکل اصلی نه این کوتوله‌های جبهه پایداری است. که اصل انحراف از خود رهبر شروع می‌شود. و نمی‌تواند انسان، انحراف اصلی را بپذیرد و بیاید از انحراف یک شاخه ریزه، به شدت شاکی شود!

 

♦ نظر شما درباره اعلام موجوديت جبهه پايداري انقلاب اسلامي چيست؟

- اينها اعلام كرده اند كه ما براي وحدت آمده ايم. اگر سخنان آقاي مصباح و آقاي حداد عادل در مراسم اعلام موجوديت را ملاك قرار بدهيم مي توان اميدي به تحقق اين هدف داشت اما اگر سخنان آقاي حسينيان را ملاك قرار دهيم بايد گفت اين يك اقدام متناقض و مصداق كوسه و ريش پهن است، چون از يك طرف مي گويند وحدت با اصول گرايان را هدف استراتژيك خود مي دانيم و از طرف ديگر اصول گرايان را به مردودين و غير مردودين در فتنه تقسيم مي كنند و خود را غير مردود و سرفراز ميدان فتنه معرفي مي كنند، در حالي كه طرف مقابل هم مي تواند بگويد كه مردودين فتنه امثال شما هستند كه با مديريت غلط بحران و چشم پوشي بر خطاهاي طرف خودي و ناديده گرفتن برخي رهنمودهاي رهبري موجب تشديد اين بحران و ضربه وارد شدن به جايگاه ولايت فقيه گرديديد.

مردودين كساني هستند كه در مقابل رفتار غير اخلاقي طرف خودي در مناظره كذايي نه تنها سكوت كردند بلكه تعريف و تمجيد نمودند و در مقابل حوادثي مانند كوي دانشگاه و كهريزك، حتي بعد از انتقاد صريح رهبري سكوت اختيار كردند و بلكه مانع هر اقدامي شدند. مردودين  فكر مي كنم بر اختلافها مي افزايد خصوصا اگر رهبري آن در دست افراد تندرو باشد كه پشت نقاب ولايتمداري دست به هر كاري مي زنند. البته ما اميدواريم كه افرادي مانند آقاي مصباح و آقاي حداد عادل اينها را كنترل كنند.

كساني هستند كه به جاي  فكر مي كنم بر اختلافها مي افزايد خصوصا اگر رهبري آن در دست افراد تندرو باشد كه پشت نقاب ولايتمداري دست به هر كاري مي زنند. البته ما اميدواريم كه افرادي مانند آقاي مصباح و آقاي حداد عادل اينها را كنترل كنند.

 عدل و انصاف در قضاوت و اصلاح طرف خودي از درون، راه تعصب و

جانبداري بي منطق را در پيش گرفتند.

خلاصه ي حرفهاي آقاي حسينيان اين است كه اصول گراي واقعي ما هستيم و بقيه اصول گرا نيستند و اين يعني آغاز تفرقه.

♦ اساسا آيا ضرورتي براي تاسيس اين جبهه قائل هستيد؟

- خير، فكر مي كنم بر اختلافها مي افزايد خصوصا اگر رهبري آن در دست افراد تندرو باشد كه پشت نقاب ولايتمداري دست به هر كاري مي زنند. البته ما اميدواريم كه افرادي مانند آقاي مصباح و آقاي حداد عادل اينها را كنترل كنند.

به هر حال تاسيس جبهه پايداري را شبيه تاسيس مسجد ضرار در صدر اسلام مي بينم. در آن زمان عده اي به نام مسجد عليه اسلام فعاليت مي كردند و پيامبر دستور تخريب آن مسجد را دادند. امروز نيز عده اي با تاسيس جبهه پايداري، به نام وحدت، تفرقه ايجاد مي كنند.

آقاي حسينيان گفته اند "ما به خود اجازه نمي دهيم بار ديگر با نام اصول گرايي افرادي به مجلس بروند كه در فتنه 88 در زمين دشمن بازي كردند و انقلاب اسلامي را متهم كردند". عين اين حرف درباره خود آقاي حسينيان و دوستانشان صادق است، يعني اينها در فتنه 88 با تندرويهاي خود در زمين دشمن بازي كردند و انقلاب اسلامي را متهم نمودند.

البته ما نمي گوييم اينها حق ورود به مجلس آينده را ندارند، بلكه مي گوييم اشتباه كردند و قضاوت با مردم است.

♦ پس شما با تشكيل اين جبهه موافق نيستيد؟

- قبلا در مصاحبه اي گفتم كه اگر اين اقدام به معني جدا شدن از اصولگرايان باشد امري مبارك است چون افراطي هاي اين گروه در فكر و عمل اصول گرا نيستند و برداشتهاي خاصي از مباني اصول گرايي مانند ولايت فقيه و آزادي دارند.

ولايت فقيه را تقريبا به معني تعطيل عقل مي دانند و مي توان گفت قائل به آزادي بيان هم  آقاي حسينيان در سخنراني خود سخني به اين مضمون گفته اند كه بعد از مقاومت آقاي احمدي نژاد در مقابل حكم حكومتي، با خود گفتيم"چيست ياران طريقت بعد از اين تدبير ما؟". بايد به ايشان گفت تدبير شما اين است كه به تعقل و تفكر باز گرديد و برداشت خود از ولايت فقيه را تصحيح نماييد.

نيستند. البته مواضعشان  آقاي حسينيان در سخنراني خود سخني به اين مضمون گفته اند كه بعد از مقاومت آقاي احمدي نژاد در مقابل حكم حكومتي، با خود گفتيم"چيست ياران طريقت بعد از اين تدبير ما؟". بايد به ايشان گفت تدبير شما اين است كه به تعقل و تفكر باز گرديد و برداشت خود از ولايت فقيه را تصحيح نماييد.

در مجموع اگر اينها يك گروه مستقل را تشكيل بدهند و از عنوان اصول گرايي خارج شوند اين امر موجب خلوص بيشتر جريان اصول گرايي خواهد شد. البته ما اصرار به خروج آنها نداريم و در درجه اول مايل به تغيير افكار و رفتارشان هستيم. نوع بينش و عمل آنها باعث شد كه در بحران بعد از انتخابات، اين گروه موجب تشديد اين بحران شوند و به جايگاه ولايت فقيه نيز آسيب بزنند.

آقاي حسينيان در سخنراني خود سخني به اين مضمون گفته اند كه بعد از مقاومت آقاي احمدي نژاد در مقابل حكم حكومتي، با خود گفتيم"چيست ياران طريقت بعد از اين تدبير ما؟". بايد به ايشان گفت تدبير شما اين است كه به تعقل و تفكر باز گرديد و برداشت خود از ولايت فقيه را تصحيح نماييد.

♦ اين گروه شرايطي براي افراد خود و در واقع براي اصول گرايي ذكر كرده اند مانند تبعيت از ولايت فقيه، مرزبندي با جريان فتنه، مرزبندي با جريان انحرافي و مرزبندي با خواص مردود، نظر شما چيست؟

- غير از مرزبندي با جريان فتنه، بقيه شرايط بر خودشان صدق نمي كند. مثلا در بحران اخير رهبر انقلاب از حادثه كوي دانشگاه انتقاد شديد كردند و فرمودند اين حادثه دل انسان را خون مي كند. همين طور درباره حادثه كهريزك. ولي اينها هيچ اقدام موثري براي پيگيري اين دو حادثه نكردند و حتي مانع تهيه و قرائت گزارش كميته حقيقت ياب مجلس از حادثه كوي دانشگاه شدند.

يا وقتي رهبر انقلاب از لزوم آزادي مخالفان در بيان عقايد خود سخن مي گويند آنچنان كه در سخنراني 14 خرداد امسال فرمودند، اينها هيچ توجهي نمي كنند. بنابراين شرط تبعيت از ولايت فقيه بر اينها صادق نيست.

مرزبندي با جريان انحرافي هم البته الآن بر آنها صادق است ولي بايد قبول كرد كه دفاع متعصبانه و بي منطق آنها از سياستهاي غلط فرهنگي دولت در چند سال گذشته علي رغم  بنابراين تعريفي كه خودشان براي اصول گرايي در شرايط امروز بيان كرده اند بر خودشان صدق نمي كند.

فريادهاي امثال بنده، زمينه ساز شكل گيري و رشد جريان موسوم به انحرافي  بنابراين تعريفي كه خودشان براي اصول گرايي در شرايط امروز بيان كرده اند بر خودشان صدق نمي كند.  بنابراين در مجموع مرزبندي لازم را با اين جريان نداشته اند.

شرط مرزبندي با خواص مردود هم بر برخي از سران اين گروه صدق نمي كند، چون به نظر من خود اينها از خواص مردود بحران اخير هستند. كساني از اين فتنه سربلند بيرون آمدند كه به ريشه هاي آن توجه كردند و به تخلفات دو طرف با عدالت و انصاف نگريستند و دو طرف را به نسبت جرمشان محكوم كردند.

اينها اين گونه نبودند، طرف خودي را پاك و بي گناه معرفي كردند و طرف مقابل را شر مطلق. حتي يك بار آن مناظره كذايي را محكوم نكردند. با پخش تلويزيوني دادگاهها قبل از اثبات جرم افراد، با آبروي آنها بازي كردند و در مجموع موجب تشديد بحران شدند و البته با ادعاي تبعيت از ولايت از يك طرف و عدم التزام عملي به دستورات ولي فقيه از طرف ديگر، به جايگاه رهبري هم آسيب رساندند.

بنابراين تعريفي كه خودشان براي اصول گرايي در شرايط امروز بيان كرده اند بر خودشان صدق نمي كند.

♦ اين گروه اعلام كرده اند كه بايد افراد بيشتري از طرف آنها در كميته 8+7 حضور داشته باشند آيا قابل قبول است؟

- همين طور است، ولي اينها به وزن واقعي اجتماعي خودشان توجه ندارند. البته چون وصل به دولت هستند از قدرت رسانه اي و مالي و سياسي خوبي برخوردارند اما بعيد مي دانم پايگاه اجتماعي قوي داشته باشند. امروز آگاهي مردم بالا رفته است.

در فراكسيون اصول گرايان مجلس هم تعداد اينها از چهل پنجاه نفر تجاوز نمي كند و اكثريت اصول گرايان مجلس تفكر و عمل اينها را نمي پسندند. بنابراين سهم آنها بيش از آنچه كه برايشان قرار داده شده نيست.

هیچ نظری موجود نیست:

تــصـــویــــر روز

تــصـــویــــر  روز