وبلاگ آهستان می نویسد:
چه بخواهیم و چه نه، یکی از اشتباهات بزرگ حامیان احمدی نژاد، اطمینان و دلخوشی بیش از اندازه به او بود. شاید امروز خیلیها خودشان را به کوچه علی چپ بزنند و تعصبشان را منکر شوند و گذشته خودشان را فراموش کنند. مشکلی نیست. خدا میداند و خودشان! شاید هم این حرفها به مذاق عدهای خوش نیاید، باز هم مشکلی نیست اما خوشحالم که دوستان زیادی حرفم را تایید کرده و کمکم به این اشتباهات اعتراف میکنند.
متاسفانه گاهی هم برای توجیه آن همه حمایت متعصبانه، حمایت رهبری را از دولت بهانه میکردیم. مطمئنا امروز اگر فارغ از هرگونه تعصب، به شاخصههای حمایت رهبری از دولت نهم و دهم رجوع کنیم، متوجه میشویم که همان حمایتهای به ظاهر مطلق از نگاه ما هم، هیچگاه مطلق نبوده بلکه ما آنها را مطلق میپنداشتیم!
آقایان! علما! بسیجیان دلاور! ای بسیجیان کیبوردی!
یادتان هست شما یا دوستان شما، در اطراف انتخابات 88 می گفتید: آقا در سفر کردستان اشاره کردند که نظرشان به چه کسی است. و وای به کسانی که نفهمیدند!
یادتان هست؛ یا لینک آن را هم می خواهید؟!
حالا که گند کار درآمده و فهمیده اید نباید عقل را تعطیل کرده، پشت سر اشارات کسی راه افتاد؛ بلکه باید فکر کرد چه کسی برای کشور مفید است و چه کسی مضر؛ حالا یادتان افتاده که خدای متعال چیزی هم درون کله تان ودیعه نهاده که نامش عقل است؛ و گاهی باید از آن استفاده کرد؟!
این همان احمدی نژاد دیوانه است که ما و امثال ما بخاطر خطر او به عرصه آمدیم. حتی خود موسوی هم بارها در برنامه های تلویزیونی اش گفت اگر این خطر جدید را نمی دیدم؛ باز هم به عرصه نمی آمدم.
این همان احمدی نژاد است؛ که برای شما بت شده بود. و او را همفکر رهبر می دانستید. و رهبر هم او را همفکر خود می دانست. و برای این موجود مقدس؛ چه انسانهایی را که مضروب نکردید. تحقیر نکردید. نکشتید. و حتی تجاوزها نکردید.
این شما بسیجیان بدنام ایران هستید. بخاطر همین احمدی نژاد دیوانه، چه ظلم ها که نکردید.
سی خرداد را یادتان هست؟ من یادم هست.
یادم هست که اوباش، با کابل و زنجیر چرخ موتور افتاده بودند به جان مردم. چه صورت هایی که خونین ندیدم...
آن روز گفتیم خدایی هست.
و امروز داریم حالش را می بریم!..
بی اغراق!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر