‏نمایش پست‌ها با برچسب خبری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خبری. نمایش همه پست‌ها

ما چیزی برای گفتن نداریم!

پس از سرکوب خونین تظاهرات مردم لیبی در روز گذشته؛ دولت ليبی معترضان را به سرکوبی شديدتر تهديد کرده و گفته است که هيچکس حق عبور از خطوط قرمز را که ساختار قدرت و رهبری سرهنگ قذافی است، ندارد। قذافی ۴۰ سال است بر ليبی حکومت می کند। منبع

در پی سرکوب مردم تهران در 25بهمن؛ ذوالنور –نماینده ولی فقیه در سپاه- در روز گذشته سخنرانی پرشوری در میدان انقلاب تهران ایراد کرد و گفت: فتنه‌گران در فتنه سال گذشته و پس از انتخابات دهم رياست‌جمهوري از خطوط قرمز عبور كردند و سعي داشتند با اقدامات خود به براندازي نظام اسلامي ايران بپردازند। آنها بدانند اگر بار دیگر فراخوان کنند و به خیابان بریزند؛ زیر پای ما نابود خواهند شد। منبع

رادیو اگر: چیز دیگری برای گفتن باقی مانده که ما بگوییم؟!!

آهستان رنگ عوض کرد

یک گزارش تایید نشده می گوید از برخی بازداشت شدگان چند روز اخیر, در هنگام بازجویی پرسیده اند: برای چی به خیابان آمدی؟ طرف گفته: بخاطر اخباری که در اینترنت می خوانم. بازجو جواب داده: چرا در اینترنت، وبلاگ آهستان را نمی خوانی تا جواب همه مسائلت را بگیری؟...
به هر حال وبلاگ آهستان یکی از مجموعه مراکزی است که از سیاست های حاکم بر ایران، با تمام وجود دفاع می کند. من نمیدانم او آیا مستخدم جایی است یا واقعا اعتقادش اینگونه است. آیا او از مجموعه ی ارتش سایبری ایران است؟ خدا عالم است!
اما دو مطلب اخیر در وبلاگ آهستان توجه من را جلب کرد.
یادمان هست آهستان تا قبل از 25بهمن؛ استراتژی اش را گذاشته بود بر تمسخر سبزها. که اوج این استراتژی، خودش را در پخش اطلاعیه گروهی بنام "فداییان امام خامنه ای" در روز 22بهمن نشان داد که خواستار این بودند که به سبزها برای راهپیمایی شان مجوز داده شود تا وزن این مهره های سوخته مشخص شود!!
اما ظاهرا اخیرا این آقایان وزن واقعی را بصورت احساس بر گلوی مبارکشان دارند می چشند! چرا که جملگی به حالت غش و ضعفه افتاده اند!
برای مثال آهستان اینک می گوید:
مدیریت بحران هنوز هم بحرانی است
وی در مطلب فوق بیان می کند که مدیریت دربرابر ِ بحران اخیر سبزها خوب انجام نشده است و دستگاه های مسوول نتوانسته اند بخوبی با فتنه ی آنها برخورد کنند.
جواب ما به آهستان ساده است: آقای آهستان! پس بالاخره شما به جدی بودن یک بحران در کشور، رضایت دادید؟! دیگر آیا به اوباشگری نوشتاری خودتان نخواهید پرداخت و مردمی به شدت خشمگین را با نوشته های مضحکتان خشمگین تر نخواهید کرد؟ حواستان جمع شد که جایی برای تحقیر این مردم سبز نخواهد بود؟ فهمیدید که طرف ِ ضعیف تر در این میدان رویارویی؛ شما و نظام مقدس تان هستید؟
آهستان در مطلب دیگر اخیرش می گوید:
کروبی و موسوی نسخه‌های به روز شده بنی‌صدر و رجوی
وی در این مطلب؛ همه "فتنه" ی هفته ی اخیر را آنقدر بزرگ می بیند که به ناگاه به یاد حوادث سال 60ایران می افتد. و همه چیز را شروع می کند به منطبق کردن با اوضاع آن سال.
جواب ما به آهستان باز هم ساده است:
آقای آهستان! فکر نمی کنید این مقایسه تان خیلی کاریکاتوری باشد؟!
نمی خواهید فکر کنید الان در چه زمانی به سر می بریم؟
حواستان نیست که همین یک هفته پیش چه اتفاقاتی در خاورمیانه رخ داد؟
یادتان نیست گفتیم همه چیز ِ این روزها شبیه همه چیز سال 88ایران بود؟
یادتان رفته دیکتاتورهای خاورمیانه دارند می روند؟
بنابراین حالا حواستان را خوب جمع کنید. از خواب سی ساله تان بیدار شوید. همه چیز الان را با همه چیز الان مقایسه کنید. آنچه الان دارید می بینید؛ با آنچیزهایی که الان دارد در خاورمیانه اتفاق می افتد؛ قابل تطبیق است. چشمانتان اگر خوب نمی بیند؛ بمالیدش!
اوضاع، اختصاص به ایران هم ندارد. همه کشورهای خاورمیانه در بیداری جوانان و فریاد "مرگ بر دیکتاتور" غرق شده است. و همه کشورهای منطقه در وحشیگری نیروهای ضدشورش و نظامی فرو رفته اند.
دو کشور تاکنون پیروز شدند. بقیه هم بپاخاستند. ایران هم عضوی از این کشورهاست.
زودتر از همه شروع کرد: سال 88.
و ان شاءالله پیروز هم خواهد شد اگر عنایت خدا با ما باشد.
دوران دروغ و دغلکاری امثال شما هم رو به پایان است.
تا فرصت دارید رخت و جامه عوض کنید. و به دامان ملت بازگردید. عذر تقصیر بیاورید.
ملت ما ملتی بخشنده است. باشد که امثال شما را هم ببخشد.
و العاقبه للمتقین.

بشتابید که ثواب دارد!

لحظاتی پیش این خبر فوری را در شبکه خبر صداسیما دیدم:

دقت کنید! نوشته "معمر قذافی حاکم لیبی"! در حالیکه عنوان قذافی این است: "رهبر لیبی"!!
آقایان ظاهرا دیدند آن بار که مبارک افتاد و "رییس جمهور" مصر بود؛ آن طور مردم به هیجان آمدند و 25بهمن آفریده شد. حالا که این بابا در لیبی، عنوانش هم "رهبر" انقلاب و کشور است!!
گاهی آدم به حال آقایان ترحم می کند! حال و روزشان شده شبیه شاه در سال57. البته قبول داریم که آقایان در مقایسه با شاه؛ چیزی شبیه کاریکاتور هستند برای او!
مطلب بعدی که در همین عکس هم هویدا است؛ نوشته اند:
سقوط دیکتاتورها ، کابوس رژیم صهیونیستی!
باید پرسید آقایان! مطمئنید کابوس، مال رژیم صهیونیستی است؟ و مال کسی دیگر نیست؟ مال شماها نیست؟!!
بعد از شروع اوضاع مصر؛ آقایان همه فکرهایشان را روی هم گذاشتند و گفتند این کلک ِ رشتی را می زنیم و می گوییم مردم مصر از انقلاب اسلامی ایران الهام گرفتند و می خواهند در کشورشان حکومت اسلامی مانند ما برقرار کنند!
البته هیچ وقت و در هیچ کجا هم توضیح ندادند که انقلابی در سی سال پیش در ایران رخ می دهد؛ و چطور اکنون مردم مصر از آن الهام می گیرند!! این سکوت و فاصله ی سی ساله را در این الهام گرفتن چطوری می خواهند توضیح دهند!
خیلی هم امیدوار بودند که کلک شان بگیرد. اما متاسفانه نگرفت. نه مصری ها این حرف را که در خطبه های تهران رسما عنوان شده بود؛ تحمل کردند. نه آمریکایی ها از تمسخر این حرف صرف نظر نمودند. نه مردم ایران گول خوردند و خام شدند!!
خلاصه کلک رشتی آقایان که از عالی ترین نهاد نظام مقدس ایران عنوان شد؛ به کلی با شکست روبرو گشت!
حالا را دیگر چکار کنند؟ دارد رهبر لیبی! هم می رود.
پس به نظرتان هر کلک رشتی؛ قزوینی؛ اصفهانی و اصولا هر شهر و کشوری که می رسد؛ سریعا به آقایان اطلاع دهید و یک نظام را از نگرانی نجات دهید.
ثواب دارد!!

بیست وسی حیا نمی کند!

اخبار بیست و سی امشب -25بهمن- را داشتم می دیدم. واقعا که انگار آقایان، همه اموراتشان را داده اند به اوباش ِقوم؛ و دیگر کسی در خیمه ولایت نمانده که امور ولایت را به نحو آبرومندانه ای جلو ببرد!.. برای مثال قسمتی از زنگ زدن بسیجیان یکی از پایگاه های بسیج به تلویزیون بی.بی.سی را پخش کردند که بسیجیان دلاور پایگاه مذکور در حالیکه به نحو مسخره ای در حال غش و ریسه بودند شعار می دادند: "بی.بی.سی حیا کن کشور ما رها کن"! و اخبار بیست و سی داشت این نمایش تهوع آور را که ضبط کرده بود؛ به عنوان "گاف خبری بی.بی.سی" پخش می کرد!!
خدا را شکر که ما توی کشتی ولایت شما ننشسته ایم که با شما این قدر حقیرانه و بی ارزش غرق شویم! واقعا که جای هزار شکر دارد.
برنامه فوق خیلی صریح و بدون هیچ لفافه ی خبری گفت:
آیا درست است در زمانی که ما داریم سر همه کلاه می گذاریم که انقلاب مصر، کپی شده از انقلاب اسلامی ایران است و مصریها همان مدل حکومت اسلامی ایران را می خواهند در کشورشان پیاده کنند؛ شما فتنه گران بیایید کاری کنید که حواس آمریکا به طرف ما جلب شود و این موج دموکراسی خواهی را به سمت حکومت ما هم بیاورد؟ آخر این درست است؟ مردانگی است؟ مروت است؟ مگر شما فتنه گران، رحم و مروت سرتان نمی شود؟ آی ننه! خوب است به یک افُتاده از اسب، لگد بزنید؟ ما حالمان خوب نیست. اوضاع خاورمیانه کشمشی است. هر لحظه ممکن است اوباما همان خوابی را برای ما ببیند که برای مبارک دید. آخر شما چرا حالیتان نمی شود؟ اصلا خوب است که مردم حزب الله دیگر بخواهند سران فتنه محاکمه شوند! هان؟ خوب است؟ خوب است ما هم از این چیزها بگوییم؟ خوب است؟ نترسیدید؟ بترسید دیگر! آقا بیایید موسوی را محاکمه کنید. ما عصبی هستیم. این قرصهای من کو؟ من اعصاب ندارم. خاموش کن آقا این دوربین های پخش زنده را... چند بار بگویم وقتی من عصبی می شوم دستگاه ها را خاموش کنید... این شماره رییس را بگیر ببینم چه خاکی توی سرمان کنیم... خاموش کن د...
در این لحظه برنامه اثرگذار و ولایی بیست و سی تمام شد. چند پیام بازرگانی را ببینید. امشب برایتان چند تا سریال خوب مثل "دالتون ها به بهشت نمی روند" هم داریم که پخش می کنیم.
مرسی!!

گزارشی از 25بهمن

بدم نیامد گزارشی از امروز تهران بنویسم.
جمعیت برای من غیرقابل انتظار بود. یعنی من چیزی حدود 13آبان 88 را انتظار داشتم. اما جمعیت خیلی زیاد بود.
نکته دیگری که برای من مورد توجه بود اینکه در اجتماعات سال پیش؛ با تاریک شدن هوا مردم متفرق می شدند. اما امروز جمعیت بسیاری را دیدم که یک ساعت بعد از غروب در حال حرکت به سمت میدان آزادی بودند. تعدادی هم کنار خیابان نشسته بودند.
نکته دیگر حضور نیروهای سپاه با فرم و آرم سپاه بود که عمدتا میدان آزادی را بسته بودند. اگر بخواهم مقایسه کنم برخوردشان را با برخوردی که در 30خرداد داشتند؛ باید بگویم ملایمتر بود.
اما نکته ی دیگری که به شدت من را ناراحت کرد؛ اینکه چندین بار دیدم همین نیروهای سپاه که اکثرا پسران 22-23 ساله بودند؛ به بهانه های مختلف به دختران جوان گیر می دادند. خیلی راحت جلوی روی انبوه مردم به سمت یک دختر جوانی می رفتند؛ و مثلا موبایلش را برای بازرسی می گرفتند. یا حتی چند بار دیدم یک دختری را بی هیچ علتی با خودشان بردند.
مسلم است برای امثال من که قشر مسلمان جامعه هستیم؛ دیدن این صحنه ها که گویی برنامه ریزی شده بود, و مثلا بهشان گفته شده بود دختران بیشتر در حال توطئه هستند؛ خیلی اسف انگیز بود. مسلم بدانند آقایان که روی دشمنی امثال من؛ از این به بعد جدی تر حساب کنند.
با اینحال بازهم این جمعیت عظیم؛ برای من خیلی امیدبخش بود. به نظر می رسد امواج خاورمیانه ای رفتن دیکتاتورها؛ وارد ایران هم شده است. و همین که دست آقایان برای خشونت شدید؛ مثل قبل باز نبود؛ باید روی فرامینی هم که از واشنگتن برای آقایان می آید؛ حساب کرد. ظاهرا آن ممه را لولو برده !.. و اوباما دیگر اوبامای سال88 نیست.
دلم برای پاسداران امروز سوخت... آخرین رمق های فداییان ولایت را دیدم.
بد مردمی بودید شما جماعت! نه دین داشتید نه دنیا. نه عقیده تان عقیده بود. نه شخصیت داشتید. عمری را نوکری کردید. به هیچ جایی هم نرسیدید. فردا هم بدترین فحشها را به شما خواهند داد.
حتی خیلی بیشتر از آن بیچاره ای که به جای خدا نشانده ایدش.
خدا پایان کارتان را نزدیک کند...

زهی زپرشک!

به گزارش آینده نیوز؛ پدر نادر طالب زاده که از فیلمسازان طرفدار ولایت و از مجریان صداسیماست؛ یکی از افسران ارشد رژیم پهلوی بوده که در کودتای 28مرداد هم نقش داشته است. وی بعد از انقلاب به خارج از کشور فرار کرد. و اموالش مصادره شد. که ظاهرا بعدا بخاطر فرزندش دوباره به او بازگردانده شد.


گفتنی است که نادر طالب زاده هم از تحصیلکرده های آمریکا می باشد. که اغلب مثلا جذابیتش برای همین بوده که با اینکه در آمریکا بوده؛ از طرفداران انقلاب است. و کسی نمیگوید چرا در آمریکا بوده است!!


بعد از مطلبی که درباره انتشار عکس یکی از نزدیکان میرحسین موسوی نوشتم؛ به مصاحبه هایی که صداسیما داشت در شب 22بهمن پخش می کرد؛ نگاه می کردم. دیدم دخترانی که در سیمای ولایت با آنها مصاحبه می شود؛ و آنها با تمام وجود از راهپیمایی در فردا حرف می زنند و خود را مطیع و فرمانبردار رهبر می دانند؛ ظواهری همانند همان دختری دارند که سایت های مطیع ولایت عکسش را منتشر کرده بودند!
بدم نیامد عکس دو ورژن از این دختران را بگذارم تا بدانید میزان پایبندی این طرفداران را به ارزشهای اسلامی!
عکس اول که اتفاقا شباهت عجیبی به همان عکس سابق الذکر دارد:


این هم عکس دوم در مدل ولایتمدارانه؛ با آرایشی سنگین تر و باز هم به نحو عجیبی به همان عکس سابق الذکر شبیه است:

این توضیح را هم بدهم اغلب کسانی که در این مصاحبه های صداسیما این حرفها را می زنند؛ مردم عادی نیستند. بلکه بازیگر هستند. به اصطلاع در قبال مبلغ ناچیزی برای بازیهای حقیرانه و هنروری در این نقش ها ظاهر می شوند. چه بسا با یک دختر مصاحبه کنند در دو شمایل قرتی و بعد چادری.
و جالب است که همین آقایان، خبرنگاران فاسدشان را اعزام می کنند تا یک دختری را در خیابان تعقیب کند و از او پی در پی عکس بگیرد و در سایت هایشان منتشر کنند و بگویند: "دختر اقا و خانم متوهم را ببینید که چه حجابی دارد!"

ایرانیان شجاعترند

این عکس، میدان تحریر قاهره را نشان می دهد در ساعت یازده ظهر امروز:

جمعیت را دقت می کنید؟ این ها بیشترند یا مثلا مردم ما در خیابان انقلاب در روز عاشورای 88؟
خودمان را دست کم گرفته ایم.
این ها این قدر جمع شده اند در حالیکه زیر فشار آمریکا، مبارک توان حمله به آنها را ندارد و به نوعی انگار تجمعشان از سوی حکومت به رسمیت شناخته می شود. پلیس ویژه هم اطرافشان نمی پلکد. گردان های عاشورا هم از هیات رزمندگان تشجیع نشده اند و سعید حدادیان شارژشان نکرده است...
خدایی! ما شجاع تریم یا مصریها؟

ندای مصر

در این صحنه دو مامور لباس شخصی رژیم مبارک که در بالای تصویر هستند به جوانی که جلویشان استاده و سینه را سپر کرده، شلیک می کنند.

وی (شخصی که در پایین عکس دیده می شود) یک ثانیه بعد از این لحظه ِ تصویر، به روی زمین می افتد.

دیگر نگویید مبارک که لباس شخصی ندارد... سپاه ندارد... بسیجی ویژه ندارد... فدایی ندارد... !

همه دیکتاتور ها مثل هم اند.

یاد کنیم فجایع سی خرداد را.

عادت کرده اید به دروغ؟

لحظاتی پیش؛ شبکه خبر صداسیما این خبر فوری را روی آنتن فرستاد:


انسان گاهی حالت تهوع میگیرد از اینکه نظام برای مخاطبان خودش این قدر شعور پایینی در نظر گرفته است. یعنی حتی کلک زدن و دروغ گفتن هم بلد نیستند!
درحالیکه رییس جمهور آمریکا در چند روز اخیر صریحا گفته مبارک باید همین امروز از قدرت کناره گیری کند؛ این چه تیتری است که شما زده اید؟ خجالت نمی کشید؟ طرفداران شما این قدر کمند واین چنین دارای شعور پایین هستند که چنین حرفهایی را از شما می پذیرند؟ حالا رهبر معظم یک چیزی در روز جمعه گفتند. شما که نباید زمین و زمان را به هم ببافید تا ثابت کنید حرفهای ایشان خیلی صحیح بوده است.
البته بگویید. نظام مبارک هم به این دروغ گفتن هایش در کشورش ادامه داد تا فریاد مردم بلند شد:
الشعب یرید اسقاط النظام (ملت، سرنگونی این نظام را میخواهد)
بتازید. و بگویید. که الان وقت این گفتن هاست. اندک مخاطبینی هم دارید که هر چه بگویید باور خواهند کرد. اما خشمی هم در راه خواهد بود.

من بی سلاح می آیم

اخیرا نامه ای در انیترنت منتشر شده است که بنا به زیبایی آن دراینجا بازنشرش می دهیم:
برادر سپاهی من. در حالی این نامه را برایت می نویسم که چندروز دیگر چه بخواهیم و چه نخواهیم در خیابان انقلاب تهران رو در روی یکدیگر قرار خواهیم گرفت. تو برای حفظ نظامی که مقدسش می‌دانی سلاح به دست خواهی گرفت و من بی سلاح به میدان خواهم آمد. به راستی چه شد که من اینچنین گمراه شدم؟ منی که پدرم در نبرد با رژیم پهلوی جان خود را از دست داد و برادرم در دوکوهه و فاو و خرمشهر شهید شد؟ .....چه چیز برای من بیش‌تر از دستیابی به فن‌آوری هسته‌ای ایرانی ارزش داشت که به خاطرش مقابل تو بایستم؟ من پاسخت را خواهم داد برادرم. یک کلام. آزادی. آری آزادی ............این زیباترین کلمه. خسته‌ام از اینکه مصلحت‌ها برایم تشخیص داده شوند. تصمیم گرفته‌ام به زور چماق هیچکس به بهشت نروم و هم به جهنم نیز. دوست دارم همانی که انتخاب کرده‌ام از صندوق سرنوشتم بیرون بیاید. من نه غربزده‌ام و نه بی‌حجاب، نه طاغوتی‌ام و نه منافق. من خود تو هستم. خواهر تو. برادر تو. فقط خودم برای خودم فکر می‌کنم. ولی و آقای بالاسر ندارم...... تنها تفاوتم با تو این است که اندکی پیش از تو فهمیدم که دارند از من سوءاستفاده می‌کنند. چندی پیش فهمیدم که خودم هم می‌توانم بجای خودم فکر کنم. زمان درازی نیست که به این نتیجه رسیده‌ام که خداوند آنقدر قادر و قوی است که برای ظهور مهدی‌اش احتیاجی به کمک من و تو ندارد. اوست که پیامبرش را از کوچه‌های طائف به سلطنت بر قلوب انسان‌ها می‌رساند. آری خداوند برای سلطنت ولی‌اش نیازی به جنایت کردن من و تو ندارد. برادرم. من برای قدرت گرفتن کسی به خیابان نیامده‌ام. من برای ریاست و ولایت کسی خونم را نخواهم داد. من شرفم را و آخرتم را به دنیای کسی نخواهم فروخت. تو نیز برای ریاست و ولایت یک انسان دیگر، خواهرت را، برادرت را، رفیقت را نزن. نکش. سرکوب نکن. چه یخواهیم و چه نخواهیم، آزادی و مردمسالاری به میهن ما نیز خواهد رسید. تو شعبان جعفری قدرت‌های پوسیده نباش. دیکتاتورها می‌روند و رو سیاهی به ساواکی‌ها و گاردی‌ها می‌ماند. یا تو در خیابان انقلاب خون من را بر زمین خواهی ریخت و یا من هدیه زیبای آزادی را به تو تقدیم خواهم کرد. اگر خون من را ریختی بازهم شرمگین نباش. اگر برادران و خواهرانت را برای حفظ قدرت و ثروت رهبر مقدست کشتی دل چرکین نشو. خون ما حلالت. ولی قسم بخور که خودت راه ما را ادامه دهی. قسم بخور که فرزندانمان را بیاموزی که آزادی و آزادگی تنها نعمت خداست که می‌توان برای آن از جان خویش دست شست. برادرم. کودکان خودم و کودکان خودت را به دست تو می‌سپارم. پس از فراغت از کشتن من حداقل آنان را در آغوش گیر و رسم مردانگی و آزادگی را به آنان بیاموز. من بی سلاح می‌آیم برادرم. ولی بدان که با عزمی جزم، و با تصمیمی محکم خواهم آمد. یا پیروز می‌شوم و یا شهید. که در هر دو حالت من برنده‌ام. من بی‌سلاح می‌آیم برادرم. تو نیز تفنگت را زمین بگذار

گفتند برقصی، نگفتند خوشرقصی کنی!

اخیرا فیلمی بصورت سی.دی از مهران مدیری در تهران پخش شده است که به هجو برنامه های ماهواره ای فارسی زبان پرداخته است.
در قسمتی ازاین فیلم، بیژن بنفشه خواه بطور کامل می رقصد.
رقصی که انجام می شود؛ به هیچ عنوان ادای رقص نیست. بلکه یک رقص کامل است. آن هم از نوع رکیک آن. من که از این امور سررشته ندارم می فهمم که این یک رقص معمولی نیست. بلکه یک رقص جنسی است. رقصی که نباید آن را قر ِ کمر نامید. حتی قر باسن هم نباید نامیدش. بلکه بی اغراق قر ِ ... است. از نوعی که چه بسا اهل لواط مرتکب آن می شوند.
حال سوال اینجاست که آیا آقایان برای هجو و مسخره کردن انسان های فاسد می توانند خودشان مرتکب فساد شوند؟
ایا این هم از موارد حفظ نظام است که ظاهرا جواز همه گونه ظلم و حرامی را صادر می کند؟
آیا بیژن بنفشه خواه حق دارد برای به سخره گرفتن برنامه های ضد نظام لوس آنجلسی؛ خودش مرتکب یک رقص به مدلی که یاد شد؛ شود؟
و سوال بالاتر اینکه بیژن بنفشه خواه که عمری بازیگر طنز صداسیما بوده است و همیشه نقش مثبت و پاستوریزه داشته است و همگان را به خوب بودن توصیه کرده است؛ اصولا چنین رقصیدنی را کجا یاد گرفته است؟!
و اینکه بیژن بنفشه خواهی که تربیت شده ی فرهنگی هنری این نظام و انقلاب مقدس است؛ علی الظاهر بعد از ضبط برنامه های هنری اش در صدا سیما؛ باید به مسجد محله شان برای ادای فریضه یومیه می رفته است! پس کجا و در کدام مهمانی و پارتی ای آموزش چنین رقصیدنی را یافته است؟
این همان نظام مقدس امام زمان است که جوانان نمونه اش، چنین بالیده اند؟!
آیا این بیژن بنفشه خواه؛ یکی از همان جوانان مومن و انقلابی عصر ماست که همیشه در زبان رهبر انقلاب از آنها تعریف می شود؟
و آیا وقتی در زبان رهبر معظم انقلاب؛ طرفداران جنبش سبز؛ علاوه بر ضدانقلاب ها و سلطنت طلب ها، رقاصان و مطرب ها هم به شمار آمدند؛ حالا این رقاص عزیز ما از طرفداران ولایت ایشان محسوب خواهد شد؟!
و سوال نه چندان مهم آخر: به نظر می رسد بیژن بنفشه خواه هنگامی که با تمام وجودش در حال مسخره کردن ماهواره ها بوده است؛ چنان رقصیده است که از خود رقاصان لوس آنجلسی هم آنورتر رفته است! ایا بیژن بنفشه خواه برای چنین رقصی؛ از قرص های اکستازی استفاده کرده است؟





































حمله صریح

داشتم سیمای مرکز اراک را نگاه می کردم که خطبه نمازجمعه آن شهر را گذاشته بود.
امام جمعه اراک یعنی دری نجف آبادی در پایان خطبه ها یکباره گفت:
"برخی هم اخیرا به مجمع تشخیص مصلحت حمله کرده اند که باید بگویم این نهاد، منصوب حضرت امام است. و هر کسی در هر مقامی باشد حق ندارد به آن حمله کند. ما نقد و نصیحت را می پذیریم اما تخریب را نه. برخی شیاطین اخیرآ شیطنت هایی کرده اند که ..."
به نظرم خبر قابل توجهی آمد. که این طور حمله صریح به احمدی نژاد از جایگاه نماز جمعه صورت گرفته است.

عدالت!

جهت اطلاع: آخر هفته گذشته دادگاهي در تهران حكم داد كه در پرونده قتل بهزاد مهاجر - كشته شده در روز ۳۰ خرداد - به دليل عدم شناسايي قاتل، ديه مقتول از محل بيت‌المال پرداخت و پرونده مختومه شود.

مردم گاوند؛ هرچه دلتان می خواهید بگویید!


لحظاتی پیش داشتم شبکه العالم را می دیدم. با پخش تیزرهای پی در پی، داشت قیام مردمی مصر را با انقلاب 57 مقایسه می کرد. در این باره انشاءالله یک مقاله ی تحلیلی خواهم نوشت به زودی. ولی فعلا از زبان یکی از بزرگان عالم سیاست و مدیریت عالی جهان خطاب به مسوولان صدا و سیما اعلام می کنم: "آب را بریزید همان جایی که می سوزد"!
اما موج انقلاب های نرم که اوج آن را در ایران88 دیدیم، اینک از تونس گذشته است و در مصر خیمه انداخته. الجزایر و یمن و اردن هم از آن مصون نبوده اند. و اینک دارد وارد سوریه هم میشود!!
خبرگزاری ها، از
قرار جوانان سوری برای یک دوره تظاهرات در این کشور خبر داده اند.
به نظر من که اکنون صداسیما باید کارشناسانش را متحدالشکل کرده، کاملا اماده باشد برای ارائه تحلیل های مشعشع به مخاطبان اندکش! برای مثال ما این تحلیل ها را پیشنهاد می کنیم:
- مردم مصر همچنان در برابر دیکتاتور ایستاده اند.
- فتنه گران در سوریه به خیابان آمدند.
- مردم حماسه ساز و شهید پرور مصر با اتکا به پیام امام خمینی، تا آخر در برابر فرعون زمان می ایستند.
- اغتشاشگران سوری؛ با آتش زدن بانک ها و حمله به حسینیه ها، به مقابله با امینیت عمومی رفتند.
- مردم قهرمان مصر، در دوازدهمین شب از حضورشان در میدان التحریر قاهره؛ نه بزرگ را به همپیمان آمریکا فریاد زدند.
- اندک تعدادی از عناصر خودفروخته، در سوریه؛ موجب راه بندان در خیابان های اصل شهر شدند و موجب شدند مردم دیر به سر کارشان حاضر شوند.
- قیام مردم مصر الهام گرفته از انقلاب اسلامی امام خمینی بود که همین اندک زمانی قبل رخ داده است.
- آشوبگران در سوریه؛ وابستگی خودشان را به استکبار نشان دادند.
- حسن نصرالله با افشای سندی فاش کرد که آشوبگران از اسرائیل پول گرفته اند.
- همه مردم مصر در برابر دیکتاتور.
- پیشنهاد علی لاریجانی به سوریه: محاربین را اعدام کنید؛ این خواست جهان اسلام است.
- مردم قهرمان مصر؛ مبارک را بیرون انداختند.
- بشار اسد؛ برای چند دوره سفر درمانی زیارتی؛ به عربستان سفر نمود. احتمالا زیاد خواهد ماند.
- به گزارش خبرنگار واحد مرکزی خبر 20:30 که در راه عمره به سر می برد؛ حال همه مسوولان کشور خوب است. و هم اکنون به مداحی منصور ارضی در هواپیما در حال عزاداری هستند. به زودی برمیگردیم. نگران نباشید. قربانتان: حاج شریعت حسینمدار.

این بود پیشنهادهای ما. البته پیشنهادهای دیگری هم داشتیم که به لحاظ استفاده از نام اشخاص خاص؛ از آوردن آنها خودداری نمودیم. گرچه خیلی دلمان می خواست خودداری ننماییم!

خدایا..! بارپروردگارا !.. عزیزا !..

رفتم توی این سایت بولتن نیوز؛ که بخشی از ارتش سایبری ایران است و برای منافع نظام کار می کند. یک نظر دوپهلو گذاشتم که به دو صورت می شد تاویلش کرد. از این جهت که آنها این نظر را تایید کنند و نشر دهند. نظرم این بود:
 به نظر من که الان درست همان زمان است که باید با سران فتنه برخورد شود. به نظر من این خواست فقط ذوالنور نیست. خواست تک تک ایرانیان است. که از این اوضاع خسته شده اند.
سلام خدا بر کسانی که در حیاتشان خار چشم ظالمان بودند. و با مرگشان طوفان به پا کردند. و درود خدا بر کسانی که با بودنشان ایرانیان را بیدار کردند. و با رفتنشان زلزله فراهم می کنند.
خدایا! به ذوالنور و مصلحی و طائب توانی بده بتوانند بزرگانشان را راضی کنند که برخورد با سران فتنه را آغاز کنند... بارپروردگارا ...


در نظر اول گویی من از دشمنان سران فتنه ام و از فرط بسیجی بودن، دارم دیوانه می شوم! که انگار آقایان هم همین وجه را گرفته اند و نظر من را تایید کرده اند!.. اما خوب که دقت کنیم این نظر، معنی ِ دیگری هم دارد!
من دارم می گویم اتفاقا الان درست همان زمانی است که باید موسوی و کروبی را بگیرند! که بعد از تونس و مصر، ایران طوفان خواهد شد. و زمانش دقیقا هم الان است. 
دقت که کنید؛ منظور از کسانی که با مرگشان طوفان به پا کردند؛ آقای منتظری بود. و منظور از کسانی که با رفتنشان زلزله فراهم می کنند؛ موسوی است.
خدا وکیلی این نظر من معنی دیگری هم می توانست داشته باشد؟!
انگار ارتش سایبری ایران؛ با اینکه همه دکتر(!) هستند؛ اما عُرضه مُرضه یُخ!!
آدرس صفحه مورد نظر در بولتن نیوز که نظر من در آن فعلا چهاردمین نظر است؛ ایــــنــــجــــاست!

شهیدان سبز

با خبر شدم اخیرا بنیاد شهید با رفتن در خانه جانباختگان حوادث سال 88 به آنها کارت بنیاد شهید می دهد!
ظاهرا آقایان به شهید بودن کسانی که نهادها کشته اند؛ اذعان دارند. این خبر را در یکی از وبلاگ ها خواندم که ظاهرا خودش از بسیجیان خیابانی سال گذشته بوده است. که به شدت هم به شهید دانستن جانباختگان اعتراض کرده است.
این وبلاگ را در ایـــــنـــــجــــا می توانید بخوانید.
وی دو عکس هم که ادعا دارد اسناد بیناد شهید است؛ ارائه کرده است:

کروبی سکته کرد!!


این خبر را از سایت های دیگر عینا نقل میکنیم:

خبری که امروز به طور ناگهانی کل فضای خبری اینترنت را تحت تاثیر قرار داد، خبر سکته مهدی کروبی از معترضان به نتیجه انتخابات ایران بود که خوشبختانه پس از ساعاتی این خبر از سوی ایشان تکذیب و اعلام شد که به سلامت در منزل بسر می برند.
این خبر را برای اولین بار سایت ندای انقلاب با 3 عکس از مهدی کروبی در بستر بیماری منتشر و البته بعد از مدتی این خبر را از روی سایت خود حذف کرد.به نظر می رسد این یک پروزه برای تضعیف سازی روحیه جنبش سبز از طرف سپاه پاسداران و ارتش سایبری ایران طرح ریزی شده بود که خوشبختانه در این پروژه هم شکست خوردند. 
اما پروژه چگونه برنامه ریزی شده بود؟
ابتدا سایت سازمان امنیت سپاه با نام "ندای انقلاب" این خبر را بر روی خروجی خود با 3 عکس از مهدی کروبی در بستر بیماری قرار داد بلافاصله برای اینکه خبر را را رسمیت بیشتری بدهند سایت اصلی سحام نیوز(sahamnews.org) را از دسترس خارج و سایت دیگری با دومینی نزدیک به سحام نیوز (sahamnew .org) را طراحی و راه اندازی کردند و تعدادی از اعضای ارتش سایبری در بالاترین لینک هایی با عنوان سکته کردن و بستری شدن مهدی کروبی در CCU را با آدرس جعلی سحام نیوز به اشتراک گذاشتند. در نگاه اول پس از وارد شدن به این سایت کسی متوجه ساختگی بودن آن نمیشد. اما پس از آن که سایت های خبری و هوادار جنبش سبز این خبر را در سایت و بلاگ های خود به اشتراک گذاشتند، رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی این خبر را تکذیب کرد، و سایت آینده در خبری با عنوان ماجرای سکته کروبی چه بود؟ عکس ها را متعلق به 10 سال قبل و مربوط به دوران ریاست وی در مجلس ششم دانست. سایت های دیگر هم ساختگی بودن سایت سحام نیوز و از دسترس خارج شدن سایت اصلی را اعلام کردند. در نتیجه این خبررسانی، سایت ساختگی به سرعت از دسترس خارج و سایت سحام نیوز مجددا فعال شد. 
اما سایت سحام نیوز جعلی را چه کسی طراحی کرده بود؟
با عکس این سایت جعلی و خبر مربوط به بستری شدن مهدی کروبی در CCU ، کسانی که با سایت سحام نیوز آشنا بودند، میتوانستند متوجه جعلی بودن ان به دلایل زیادی بشود. اما نکته جالب خبر عکس مهدی کروبی در بستر بیماری است که لینک این تصویر با ای پی آن درج شده نه اسم دومین. اگر ای پی این عکس را در مرورگر وارد کنید شما را به سایت جوان آنلاین روزنامه رسمی سپاه پاسداران مرتبط می کرد! می شد فهمید این سایت به دست اعضای سایت جوان آنلاین طراحی شده که توانسته اند عکس را در سرور خود آپلود نمایند! اما نکته جالب دیگر آنکه خبر بستری شدن مهدی کروبی در سایت جوان آنلاین که عکس آن مربوط میشود به لینکی از سایت ندای انقلاب که اولین سایتی بود که این خبر را اعلام کرد.
به نظر می رسد این پروژه توسط ارتش سایبری سپاه چنان به سرعت و ناشیانه انجام گرفته که در تمام مسیر ردپایی از خودشان در سایت ها قرار داده اند..


مهره های سوخته؟

اخیرا جناب مصباح سخنانی تکراری فرموده اند که فقط بخشی از آن توجه من را جلب کرد. 
آقای مصباح! شما که زبان اسلام ناب محمدی هستید؛ و مطلق گرایی همه وجودتان شده است؛ شرم نکردید از عبارت "مهره هایتان سوخته است" استفاده کردید؟ نکند شما هم خدای ناکرده اهل شطرنج و نرد و ورقبازی هستید؟!! زهی شرم!


به گزارش ایسنا، مصباح يزدي در ديدار جمعي از طلاب حوزه‌هاي علميه که در نمازخانه مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) برگزار شد، با تأکيد بر اين‌که شکرگزاري نعمت‌ها، بهترين راه ترقي و تکامل بشريت است، اظهار داشت: برخي انسان‌ها شکرگزاري خداوند را از روي خوف و يا شوق نعمت‌هاي او انجام مي‌دهند، ولي بهترين نوع عبادت، براي شکرگزاري است.
رييس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، شناخت نعمت‌ها را نخستين گام در راه شکرگزاري معرفي کرد و گفت: انسان براي اين‌که شکرگزار باشد، در مرحله نخست بايد نعمت‌هاي الهي را شناسايي کند و بداند که تمامي نعمت‌ها از سوي خداوند است؛ در اين شرايط، فطرت قدرشناس انسان بيدار مي‌شود و نعمت‌هاي خدا را شکر مي‌کند.
وي شکرگزاري لفظي را براي قدرداني از نعمت‌هاي خداوند ناکافي برشمرد و اظهار داشت: انسان بايد در عمل شکرگزار خداوند باشد. براي اين کار بايد از نعمت‌هاي خداوند درست استفاده کرد و در راهي که رضايت خداوند در آن نيست وارد نشود.
مصباح يزدي پيروزي انقلاب اسلامي ايران را بزرگترين نعمت خداوند برشمرد و خاطرنشان کرد: در دوره طاغوت، مسائل سياسي ما در دست کشورهاي استعمارگر و دربار طاغوت بود و نيروي نظامي ايران نيز نوکر امريکا و وسيله‌اي براي سرکوبي دشمنان آمريکا بودند. از نظر اقتصادي در وضع بدي بودند و از نظر ديني و فرهنگي هم شرايط نامناسبي در جامعه حاکم بود.
وي به اختلاف آرایش با بنیانگذار جمهوری اسلامی اشاره ای نکرد و گفت: خداوند به دست رهبري فرزانه و خداشناس نظام جمهوري اسلامي را در اين کشور ايجاد کرد و به ملت ايران عزت و سربلندي داد و آنها را از شرايط نامناسب گذشته رهايي داد. در اين شرايط بر ماست که قدر اين نعمت را بدانيم و همواره شکر آن را به جاي آوريم.
رييس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) با اشاره به اينکه خداوند انقلاب را در اين 33 سال در برابر تمامي فتنه‌هاي و نيرنگ‌هاي دشمنان در امان داشته است، اظهار داشت: در جريان فتنه اخير نيز دشمن طرح خود را اجرا نمود ولي به لطف خداوند، نقشه شوم آنها برملا و نابود شد و مهره‌ها آنان نيز سوختند.
وي تأکيد کرد: در مقام شکرگزاري اين نعمت بزرگ خدايي بايد انقلاب را حفظ کنيم و دست دشمنان را از صدمه زدن به آن کوتاه نماييم.
 


روز 25خرداد چه کرد؟


آنچه در ادامه می آید؛ منتشر شده در یک روزنامه های اروپایی است. و استنادی است به اسناد ویکی لیکس. و از آنجایی که اشاراتی دارد به حوادثی که در پیش چشم ما اتفاق افتاده و به سرنوشت ما مربوط است؛ آن را بازنشر می کنیم. واضح است درستی یا غلطی این اخبار؛ بر عهده ی آن روزنامه است و همچنین مجموعه اسنادی که ویکی لیکس منتشر کرده؛ که نه می توان صحت شان را تایید کرد و نه می توان به کل منکرشان شد.
"رادیو اگر" همچنین نوع ادبیاتی را که در این مقاله در مورد افراد به کار رفته؛ تایید نمی کند و برعهده نمیگیرد.
------------
ایران درحال گذر از حکومتی دین سالار به دیکتاتوری نظامی است. درحالیکه نفوذ روحانیت کم می شود سپاه پاسداران هرچه بربخش های وسیعی از سیاست و اقتصاد دست می یازد. این مطلب از اطلاعاتی بر می آید که «وِلت اَم زونتاگ» از محافل امنیتی غربی دریافت کرده و با سندهای تاکنون منتشر شدۀ ویکی لیکس هم که در اختیار روزنامه است تأیید می شود.

پایتخت جمهوری آذربایجان، باکو، چیزی مانند ایستگاه شنود آمریکا در ایران است. پیام های مخابره شده از سفارت آمریکا در باکو کلیدی برای فهم بحران های درونی و غیرشفاف ایران به دست می دهند: مسئلۀ اصلی گرد این محور است که بعد ازعلی خامنه ای چه می شود. سلامتی «رهبرانقلاب» که سالخورده است شکننده ارزیابی می شود، از این رو سفارت آمریکا درباکو در 19 نوامبر 2009 با وزیر خارجۀ آذربایجان اِلمار محمدیاروف احتمال هایی را در مورد مرگ او به بحث می گذارد. خلاصه: به گفتۀ محمدیاروف مهم این خواهد بود که نیروهای امنیتی جانب چه کسی را بگیرند، و این شخص همچون گذشته رئیس جمهور محمود احمدی نژاد است.

چه بسا وضعیت بد سلامتی خامنه ای یک دلیل باشد که چرا احمدی نژاد و نیروهای امنیتی که متحد اویند درانتخابات ژوئن 2009 دست به تقلب گسترده زدند – تا قدرت خود را حفظ کنند. دست کم از بین سه احتمال، این احتمالی است که طبق گفتۀ سفارت آمریکا در یکی از سندهای منتشر شدۀ ویکی لیکس مورد پذیرش بیشتر آدم هایی است که در ایران با آنها تماس دارند.

اعتراض های مردم به تقلب در انتخابات آن قدر گسترده بود که خامنه ای ظاهراٌ در ابتدا مردد بوده که چه باید بکند. رئیس جمهور آدربایجان الهام علی اف به معاون وزارت خارجۀ آمریکا جیمس اشتاینبرگ گفته لحظۀ تعیین کننده وقتی بوده که خامنه ای در اوج اعتراض ها سوار هلی کوپتر شده تا خودش تصویری از اوضاع به دست آورد. علی اف گفت در واقع نامزد مخالفان موسوی انتخابات را برده بوده است: «وی با اختلاف زیادی برنده شد. ما از این نکته اطمینان داریم. مشارکت مردم غیرقابل تصور و 90 درصد بوده و در شمارش آراء دستکاری های زیادی شده است.» وقتی اعتراض ها بیشترشد خامنه ای، به گفتۀ علی اف و با استناد به «منبعی که خوب به رویدادها نزدیک بوده» در هلی کوپتر بر فراز تظاهرکنندگان پرواز کرده است. در سند محرمانه که بالای نامه نشان می دهد به سیا هم ارسال شده آمده: «وی یک میلیون نفر را درخیایان ها دید. در این لحظه بود که دچار ترس شد و تصمیم گرفت از احمدی نژاد به هر قیمت حمایت کند.»

به گفتۀ علی اف این به معنای بن بست برای ایران بود زیرا «روحانیون نمی توانند اقتصاد را اداره کنند.» اینکه سرکوبی تظاهرات به بحران اقتصادی منجر شد در سند محرمانه ای به تاریخ 24 دسامیر 2009 آمده است. در اینجا از 29 درصد کاهش تولید در فولاد و بنزین صحبت می شود زیرا حکومت در مؤسسه های دولتی پاکسازی کرد و جای مدیران با تجربه را به افراد احمدی نژاد داد.

به نظرسفارت آمریکا این نیروهای امنیتی هستند که هرچه بیشتر به ادارۀ اقتصاد می پردازند. به گفتۀ سفارت ابزاراین نظامی کردنِ اقتصاد «سیاست خصوصی سازی» است که «انقلاب درانقلاب» به شمار می رود و ساختارهای داخلی ایران را به شدت تغییر می دهد. در گزارشی در بارۀ سیاست خصوصی سازی ایران و با استناد به منابع متعدد آمده این سیاست «تقسیم رقابت آمیزِ قدرت اقتصادی و درنتیجه قدرت سیاسی ببن جناح های حکومت است که درآن عواملی از سپاه پاسداران و بسیج همراه با رئیس جمهور احمدی نژاد تازگی گروه های دیگر را کنار زده اند.» سفارت می گوید بخش دولتی حدود 80 در صد اقتصاد را در دست دارد.

گزارش سفارت از رئیس اتاق بازرگانی ایران نقل قول می کند که خصوصی سازی را در سپتامبر 2009 «مضحکه» نامیده بود. در سند می آید موضوع در واقع کشمکش میان بازیگران مختلف حکومتی است. طبق این سند از پایان سال 2008 و به ویژه از ژوئن 2009 ترجیح گستردۀ شرکت های سپاه و بسیج دیده می شود که به زیان بنیادهای مذهبی است که با آیت الله های پرنفوذ مربوطند و نیز به ضرر بازیگران دیگر مانند صندوق بازنشستگان. بر اساس سند برای خصوصی سازی شرکت مخابرات تنها به شرکت هایی اجازه داده شد که پشت سر آنها سپاه قرار دارد، شرکت های مشابه جواز بانک دریافت کردند. ازاین گذشته برنامه هایی دردست دست که فولاد اصفهان و راه آهن و معدن و ایران خودرو را ازطریقِ شرکت های صوری به سپاه بدهند. متخصصان با تجربه را هرچه بیشتر از مدیریت شرکت های بزرگ کنار گذاشته اند.

ازسال های دهۀ نود افزایش فعالیت های اقتصادی سپاه مشاهده می شود که در زمان احمدی نژاد بیشتر شده است. کارشناسان ارزیابی می کنند که سپاه در این مدت 30 درصد اقتصاد را به دست گرفته است، به ویژه در بخش ساخت وساز و انرژی. به ویژه قراردادهای دولتی عرصۀ جذابی برای سپاه است، اینجاست که می توانند نفوذ سیاسی خود را هم به کار بزنند. طبق گزارش نشریه ها شرکت ساختمانی و مهندسی خاتم الانبیای سپاه از سال 2005 به این طرف 750 مناقصۀ دولتی را به دست آورده است. اغلب شرکت های خصوصی حتی به خود جرأت نمی دهند در مناقصه ها پیشنهاد بدهند. سپاه برای در اختیار گرفتن شرکتهای دولتی تخفیف یا شرایط پرداختِ مناسب می گیرد. درحال حاضر سپاه هرچه بیشتر در زمینۀ انرژی وارد می شود.

پاسداران حکومت از نظرسیاسی هم نفوذ خود را می گسترانند. برای نمونه ایران تصمیم گرفته نهادهای امنیتی را تجدید سازمان بدهد. از آن جا که تشکیلات امنینی داخلی نتوانست جلوی نا آرامی ها را بگیرد «وزارت اطلاعات و امنیت» هرچه بیشتر قدرت خود را از دست می دهد و قراراست سپاه این وظیفه را برعهده بگیرد. بسیج که در نا آرامی ها به ویژه به عنوان نیروی سرکوبگر به کار گرفته شد مستقیماٌ تحت امر سپاه قرار می گیرد. طبق اطلاعات «وِلت اَم زونتاگ» قرار است برخی از بخش های وزارت اطلاعات در آینده به سپاه منتقل شود که وظیفه اشان بیشتر کارهای اطلاعاتی در داخل است. برای این منظور واحد مخصوصی ایجاد شده که عمدتاٌ قرار است با مخالفان حکومت مقابله و اعتراض ها را سرکوب کند.

برای انجام این وظایف – و برای جبران ناکامی های واحد قدسِ سپاه در آفریقا و افزایش شعاع فعالیت آن به آمریکای جنوبی – سپاه به پول بیشتر نیاز دارد. طبق اطلاعات محافل امنیتی غربی، رئیس جمهور احمدی نژاد ازاین رو پیشنهاد کرده پنهانی مبالغ میلیاردی را از طرح های عمرانی برگردانند. خامنه ای از قرار ابتدا از این پیشنهاد ناراحت شده است. استدلالش: اگر در دوران سخت اقتصادی معلوم شود حکومت میلیاردها را بویژه خرج بقای خود می کند برنارضایتی ایرانی ها خواهد افزود و ممکن است به نا آرامی های دیگ رمنجر شود. طبق اطلاعات «ولت ام زونتاگ» خامنه ای اما بعد از چند هفته قانع شده و مؤافقت کرده است. درنتیجه قراراست 4.5 میلیارد دلار بیشتراز آنچه رسماً پیش بینی شده به سپاه داده شود. طبق یک گزارش داخلی قرار است پول از جمله از بودجۀ بهینه سازی شبکۀ انرژی برداشته شود، یعنی از شرکت های مپنا و توانیر و وزارت نیرو. وزارت راه و ترابری هم قراراست پول بدهد که برای جاده سازی و آب و فاضلاب و زیرساخت های گاز برای مبارزه با آلودگی هوا در تهران پیش بینی شده بود. اما گزارش در پایان این پیشنهادها توصیه می کند که بخش های دیگر که «کمتر انفجاری» هستند شناسایی شوند.

یک بحران بالقوۀ داخلی به اقلیت بزرگ آذری مربوط می شود که تقریباٌ سی درصد جمعیت ایران را تشکیل می دهند. یک سند آمریکایی از باکو که در ویکی لیکس منتشر شده از در معرض تهدید بودن ایران با توجه به شورش احتمالی آذری ها یاد می کند. یک سند تعجب آور که دولت آذربایجان در باکو به آمریکایی ها ارائه کرده بسیار صریح تراست. در پیام محرمانه ای ازسال 2007 سفارت آمریکا یک ترجمۀ دقیق را از جمله برای سیا می فرستد. اگراین سند اصل باشد طرح سپاه را نشان می دهد خطاب به دفتر رهبر انقلاب. طبق این سند ایران نگران جدایی آذری های خود است و می خواهد جمهوری آذربایجان را که متحد آمریکاست بی ثبات کند: با قید: «کاملاٌ محرمانه» و «برای اقدام فوری»، درحالیکه تاریخ ناخواناست، با سرنامۀ سپاه درسند می آید: «با توجه به افزایش فعالیت های جدایی طلبانۀ پان ترکیست ها در جمهوری اسلامی، به ویژه در مناطق آذری نشین، اقدام عاجل شما برای مبارزه با فعالیت های جدایی طلبانه در شمال غربی کشورمان با ضروری است تا از این بخش ها دفاع شود. «باید» این جنبش ها را به عنوان عوامل ضد مذهب وابسته به قدرت های خارجی «قلمداد کرد» تا بدین وسیله ما این بار نیز این با چنین روشی از شور و هیجان مذهبی که به وفور در مردم ما یافت می شود سود بریم. (.. ) از اینرو ضروری است که شما کسانی را در جمهوری آذربایجان مأمور کنید که دریکی از روزنامه ها (طبق سند چند کلمه ناخواناست) دین، و بهترین کار این است، شخصیت های محبوب اسلام را مورد اهانت قرار دهند، ازجمله پیامبر (درود خدا براو).»

نامه را سرتیپ پاسدار یوسف شاکری امضا کرده است. در سند منتشرشده در ویکی لیکس آمده بدون اطلاع دقیق از اصل نامه نمی توان گفت آیا صحت دارد یا نه.

تــصـــویــــر روز

تــصـــویــــر  روز